ثمینثمین، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره
ثناثنا، تا این لحظه: 20 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

ثنا و ثمین هدیه های آسمانی

تولد یلدا جون نی نی خاله مهتاب

1391/10/3 22:10
نویسنده : مامانی
2,364 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به فرشته های نازنینم و همه ی دوست جونیهامون که تو این مدت بهمون سر میزدند.

بالاخره بعد از 7 سال خونه ی خاله مهتاب و عمو عبداله حال و هوای دیگه ای گرفت و صدای گریه های یلدا همه رو غرق شورو نشاط جدیدی کرد.من که در طی این چند سال از ثنا جدا نشده بودم،بدلیل اینکه خاله مهتاب خیلی به گردنم حق داشت،نتونستم بی خیال بشم و دل رو به دریا زدم و تصمیمم رو گرفتم که البته بیشترشو مدیون محبت مادرشوهر مهربونم هستم.ایشون بهم دلگرمی داد که از جانب ثنا خیالم راحت باشه.یک هفته خونه ی مادرشوهرم بود و با سرویسش هماهنگ کردیم که اونجا دنبالش بره.خلاصه همه چیز دست در دست هم داد تا من بتونم ذره ای از محبتهای خواهرم رو جبران کنم.

سفرنامه مون رو در ادامه ی مطلب بخونید.فعلا این چند تا عکس رو داشته باشین:

زندائی و دائی مهدی و محمد طاها جون هم اومده بودن.چقدر دلم براشون تنگ شده بود.خیلی خوشحال شدم وقتی دیدمشون.

صبح پنجشنبه ساعت 6 بود که رسیدیم دزفول.بنده ی خدا بابا رضا یکسره رانندگی کرد تا من بدو تولد یلدا جون بتونم پیششون باشم.بچه ها رو گذاشتم خونه و من و مادرجون و عمو عبداله رفتیم بیمارستان.ساعت یک ربع به 9 بود که مهتاب رو از اتاق عمل بیرون آوردن و به ریکاوری بردن.وقتی به هوش اومد سر تا پاهاش میلرزید و میگفت سردمه.بعد اولین چیزی که پرسید احوال عبداله بود و بعد بچه!بعد احوال من و بچه هامو پرسید و دائی مهدی و بقیه .جالبه که وقتی کامل به هوش اومد هیچ کدوم از این حرفها یادش نمیومد.

حالش بد بود و درد داشت و من اصلا طاقت درد کشیدن هاشو نداشتم و سعی میکردم روحیه ی خودمو حفظ کنم و به اون روحیه بدم.یلدا رو که آوردن دیگه سر از پا نمیشناختیم.روز جمعه ظهر بود که آوردیمشون خونه.خاله زهره و خاله منصوره و زندائی و دائی حسین هم اومدن.بابا رضا و ثنا ساعت 3 حرکت کردن.لحظه ی جدائیمون سخت بود.برای دوتامون.البته برای ثمین و بابارضا هم سخت بود.ثمین کاپشن اوردو بایه لحن مظلومانه به رضا میگفت:"بابا منم ببر مسافرت!" انگار فهمیده بود و تا بابا نبرد و یه دور بهش نداد ،آروم نشد.

خلاصه تو اون یه هفته حسابی سرمون شلوغ بود.و با وجود دوتا نی نی ساعتهای خوابیدنمون کم شده بود.بطوریکه از وقتی برگشتم همش در حال چرت زدنم!!!!!!!!

ثناجونم به گفته ی مامان جون خیلی دختر حرف گوش کن و خوبی بوده.بهش گفته بودم که یه جدول درست کنه برای دستشوئی رفتن و گوش دادن به حرف بابا و مامان جون و حمام کردن و هر روزی که دختر خوبی بوده آخر شب بعد از مسواک زدن،یک عدد هزار تومنی از بابا جایزه بگیره و همه شو گرفته بود.یکی از گوشی هامو بهش دادم تا هر وقت دلش برام تنگ شد بهم زنگ بزنه و اس ام اس بده.روز اول دو بار زنگ زد.روز دوم یه بار و روز سوم به بعد اس ام اس "مامان دوستت دارم" روز پنجشنبه هم که من تو راه بودم خبری ازش نشد!

قراره که با پولهاش بریم و یه چیزی رو که از قبل بهش قول دادم ولی اسمشو بهش نگفتم،براش بخریم.

میبینید چه ترفند خوبی زدم تا هر روز به شوق اون جایزه،دختر خوبی باشه.

از همین جا از ثنا جونم ممنونم که این فداکاری رو کرد ،همینطور از شوهر عزیزم که یکی از مشوقهام برای رفتن و موندن بود و همینطور از بابا جون جواد و مامان جون طیبه و عمه نرگس که دو روز اومد و پیش ثنا موند،تا من خیالم راحتتر باشه.نمیدونم با چه زبونی ازتون تشکر کنم.

اینم عکس از خوابیدنهای بامزه ی دو تا نی نی مون.قلفونتون برم عزیزای من

اینجا روی شکم بابا مهدی جونش دراز کشیده و خوابیده.فداشششششششش

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (12)

مامان ریحان عسلی
3 دی 91 22:46
سلام
ایشالا سال دیگه نوبت خودت باشه و زن داداشت و خاله مهتاب واسه زایمانت بیان و جبران این همه زحمتی که براشون کشیدیو بکنن وای که چقدر من با مزه ام
از شوخی گذشته قدم نو رسیده ها مبارک ایشالا زیر سایه ی پدر و مادر بزرگ بشن
الان خیلی خوش به حاله ثمینه که دو تا همبازی شیطون گیرش اومده
دست مادر شوهر گرامم درد نکنه خدا نصیب کنه از این مادر شوهرا یه اسپند دود کن چشم نخوری بعد بگی من چشمت کردما
آفرین به ثنا که همه جوره خانومه و در آخر شیرینی عمه و خاله شدنت پیشت محفوظ بمونه تا وقتیکه هم دیگه رو دیدیم خدارو چی دیدی شاید آقا رضا آوردت دوباره دیار ما و همدیگه رو دیدیم این آقا رضایی که ما دیدیم و شنیدیم به چشم برادری همه جوره در خدمت خانواده ست ایشالا سایه اش سالیان دراز رو سرتون باشه و در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی کنید

خب وقتی تو یکی رو دوتا نکنی برای بقای جامعه من مجبور میشم دوتامو سه تا کنم!
بهقول بزرگان: تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز
فدای همسری بشم من.اگه مرخصی داشته باشه مطمئن باش نه برف نه زلزله جلومون رو نمیگیره و میایم خدمتتون

فهیمه
3 دی 91 22:47
سلام واااااااااااای عزیزم خاله شدنت رو تبریک میگم
انشالا همیشه سالم و سلامت باشه
آفرین به ثنا جون که دیگه خانومی شده برا خودش
بازم بهت تبریک میگم خانومی


ممنونم فهیمه جون
مامان ریحان عسلی
4 دی 91 17:20
خصوصییییییییییییییییییییییییییییییییی
مامان رومینا
4 دی 91 22:20
قدم نی نی یلدا مبارکایشالا زیر سایه پدر مادرش بزرگ شهوای خدا یعنی عکسا شاهکار بودنا خیلی نااااااااااااااز خوابیدن یعنی میخوام بخورمشون


مرسی از لطفت عزیزم
مامان عسل
5 دی 91 9:52
سلام. قدرم نو رسیده مبارک انشالا همیشه کنار عزیزانتون سالیان سال زنده و سلامت باشید یه بوس هم برای ثمین جون و ثنا جون ناز و مهربون


مرسی
خاله جون
6 دی 91 18:52
تبریک میگم خاله جون.
قدم نورسیده به آبجی عزیزتون مهتاب جون تبرییییییک میگم.انشالله پاقدمش خیرباشه.
همیشه شادباشید


ممنونم
مامانی درسا
8 دی 91 3:14
مبارک باشه عزیزم انشاالله که قدمش براشون مبارک باشه انشاالله منبعد چراغ خونشون با وجود نازنین یلدا همیشه روشن و زیبا باشه ....... ببوس این عروسکو .......البته با ثنا و ثمین گلم


ممنونم
عمه نرگس
8 دی 91 11:36
انشالله به سلامتی و شادی. این محمد طه وروجک که خود مهدیه!!!!

مهتاب جونم مامان عالییییییه براش واقعا خوشحالم و واسه یلدا به خاطر مامانی گلش و البته خاله مهربونش

ثنا داره کم کم بزرگ میشه و دونفری هامون لذت بخش. 5شنبه ازینکه پیشش بودم کلی حال کردم با اینکه یه گاز درست و حسابی به خاطر اینکه بهش گفتم شیر بی دندون نصیبم کرد!!!!

آره محمد طاها دقیقا وقتی بابا کوچیک بوده
منم خیلی ازاین بابت خوشحالم وقتی میبینم که وابستگی ثنا به من کمتر شده.
خب بچه م بهش بر خورده!!

رضوان
8 دی 91 20:05
وای دستت درد نکنه چقدر من منتظر عکساشون بودم.مامان دوتا نی نی خیلی تنبلن ولی یه عمه وخاله زرنگ دارن.
چقدر نازن ماشاالله...زنده باشن ایشالا.
آفرین به ثنا طلاو ثمین کوچولو


سلام عزیزم.اگه این خاله عمه ی زرنگ رو نداشتن چه میشد
مامان فاطمه
10 دی 91 15:53
مبارک باشه ایشاالله قدمش برای پدر و مادرش خیر باشه.


مرسی
مامان حسنا
16 دی 91 10:19
مبارک باشه ایشالا قدمش خیره عزیزم خوشحال میشم به وبلاگ دختر منم سر بزنی
مامان بی تاب
8 بهمن 91 15:27
قدم نورسیده مبارک .عزیزم چه نازه .من شما رو لینک کردم خوشحال میشم باهم بیشتر اشنا بشیم